خرید بک لینک

ادامه مطلب منفی نگری

بیگمان کیفیت زندگی هریک از ما بستگی به نوع اندیشه و پندار هایی دارد که از متناطلاعات و دانش در اختیاراستخراج می گردندزیرا آن جا که انسانی با اعتماد به داشتههای علمی خود و بهره بردن از تجربیات خودو دیگران راه فعالیت برای کسب توفیق راانتخاب می نمایدزندگی را برای خود رقم می زند که ماحصل آن سلامت،برخورداری وخوشبینی به آینده و همکاری با دیگران است و آنجا که فردی بدون توجه به چرخه دانشی کهروند امور در جامعه را ترسیم می کند و عدم اعتماد به آنچه که دیگران برای رسیدن بهموفقیت به او عرضه می دارند راهی را برمی گزیند که به شکست و ناکامی می انجامدمسلم است که برای خود زندگی و حیات مادی و معنوی را ترتیب می دهد که مالامال ازناکامی،یاس،شکست و در نهایت منفی نگری و بدبینی است .بدبینی و یاسی که زمینهوگستره فعالیت های بعدی او را که آنها هم با شکست و ناکامی همراه خواهد بودمشخص میدارند و نگرانی و تیره روزی جدیدی را برای او فراهم می کنند که می تواند مانع ازموفقیت های بعدی او بشوند.در چرایی پیدایش و استمرار چنین وضعیتی می توان عنواننمود که منفی نگراساسا به شرایطی مبتلا می گردد و یا ویژگی هایی در نهاد منش وشخصیت او شکل می گیرد که استیلای توالی عدم توفیق در زندگی او راباعث می گردندمختصاتی چون

الف- تکرارمستمرافکار و اندیشه های منفی

آدممنفی نگر از آنجا که عواملی غیراز خود را باعث عدم توفیق و شکست خود می داندهمیشهدر پی آن برمی آید که از این عوامل به نوعی انتقام بگیرد و یا تلاش می کندکه بااستمرار راهی که رفته و منجر به شکستش شده توفیقی را بدست آورد که باعث برطرف شدنداوری منفی جامعه وبازگشت کید مخالفان به خودشان بشود واز این روی است که بخش قابلتوجهی از فعالیت های فکری خود را منعطف به تکرارآنچه که به زعم او دیگران انجامدادهاند و یا مرور روش های مورد نظر خود در رویارویی با آنهامی کند که این امرمنجربه تقویت منفی نگری از طریق ملکه ذهن شدن روش های غلط در فرد می گردد واین کارتا جایی ادامه می یابد که فرد غیر از منفی نگری و پیگیری روش های منفی چیز دیگریرا به عنوان عامل انگیزاننده در خود نمی شناسدوهمین امر باعث تقویت منفی نگری دراو می شود.

ب-منفی نگری مانع از خیر خواهی می شود.

زمانیکه فردبر اثر پنداشت های منفی از قرابت رفتاری با مولفه هایی چون تشریکمساعی،طراوت اجتماعی،وفاق عمومی،عواطف مثبت،زندگی گروهی ودر نهایت مشارکت در فهمشرایط واتخاذ موضعی عمومی دور می شود و خود را تافته ای جدا بافته از جمعی بیمار وبد خواه(به زعم فرد منفی نگر)می یابد مسلم است که به خود رایی و خود خواهی دچار میشود که محصول آن تکروی و کار شکنی در کار های جمعی می باشد واین یعنی به تباهیکشاندن منابع و فرصت هایی که می توانند موجبات باعث تعالی و توسعه جامعه گردند.

ج-منفی نگری باعث ترویج خشونت وممانعت از تولید فکر می گردد.

آدممنفی نگر به خاطر این که خودرا به صورت مستمر در معرض توطئه دیگران می یابد برایدور داشتن آنها از خود سعی می کند که با گرفتن مواضع تهاجمی خود را به اصطلاح مصوناز گزند آنها بدارد همین امر باعث می شود تا گفتمان موجود در بخش هایی از جامعه کهمنفی نگری در آنها ریشه دوانده مملو از ادبیات خشن و رفتار های پر برخوردی شود کهنتیجه آن دور شدن مردم از یکدیگر است دوری که نتیجه آن نرسیدن به تعامل برایشناختن مشکلات است زیرا درجایی که عموم مردم نتوانند با تعامل برای برطرف نمودن گرفتاریها فکر بکنند و راه کار ارائه دهند جامعه ای را می سازند که اسیر منفی نگری می شودو مصداق جامعه نگون بختی میشود که در آن مردم روز بروز از همدیگر دور می گردند وبه علت اینکه اجماعی صورت نمی گیرد که از طریق آن بشود راه کار های مناسبی برایمشکلات پیدا نمود هزینه ها افزون می گرددو ضریب اشتباه و خطا بالا می رود.

د-منفی نگری مانع از شکل گیری عواطف انسانی می شود.

مطمئناانسان زمانی که احساس کند کسی دوستش ندارد و یا به صورت مستمر در پی آنند که به اوآسیب برسانندسعی می کندکه خود را از جمع دور بدارد و یا با متمرکز نمودن کینه وعداوت نسبت به دیگران خود را برای ضربه زدن بدیگران آماده نگه دارد استمرار و قوتگیری چنین فرایند شناختی فعالیت های فرد و جریان منفی نگر را به سویی سوق می دهدکه در آن نه اقدامی در جهت ایجادارتباط صورت می گیرد و نه حتی اگر از سوی دیگراندستی برای دوستی و برقراری ارتباطی عاطفی دراز شود با حسن نیت نگریسته می شود و بارفتاری متقابل پاسخ داده می شود اینجاست که همه از درد همدیگر بی خبر می گردند ویا حتی اگر جایش بیافتد و تنها به خوشحالی از گرفتاری مردم راضی نگردندبرای دیگراندردسر و گرفتاری ایجاد می کنند.دردید آدم وجریان منفی نگر نه تنها بنی آدم اعضاییک پیکرنمی باشند بلکه موجوداتی هستند که تلاششان برای نابود ساختن دیگران است کهباید پاسخ متناسبی را دریافت دارندواین عکس العمل همانا شدت عمل و سرکوب است.

ه-منفی نگری زندگی روز مره انسان را فاقد روح آینده نگرانه می کند

منفینگر با خاطرات تلخ از گذشته ونگران از راه افتادن توطئه ازسوی دیگرانی که هر لحظهسقوط و شکست او را انتظار می کشند امروزش را ممزوج با دقت وسواسی در رفتار دیگرانمی نماید ودر نهایت فرصتی را پیدا نمی کندکه به فردا و شرایط متفاوتی که خواهدداشت بیاندیشد همین امر عاملی می شود که منفی نگر به سوی رفتارهای مجرمانه سوقبیابد تا با پیش دستی توطئه های دشمنان را به سوی آنها باز گرداند و یا حتی بافعالیت های منفی خود باعث می شود تا دیگران از نزدیک شدن به او و همکاری نمودن بااوخود داری نمایند ادامه چنین روندی منجر به آن می شود که هر روز نسبت به گذشتهروزنه نگاه و ارتباطی که می توانست منجربه تغییرات در نوع نگاه و اتباط منفی نگربا دیکران بشود تنگتر گردد و اتصال او به آینده را محدود نماید.جامعه ای که بهمنفی نگری مبتلا شده باشد بالندگی و پویایی خود را از دست می دهد و با درگیر شدندریک فضای سخت و خشک روزبه روز دامنه ارتباط خود را با جهان خارج از دست می دهد وهمین مشکلی می شود برای دفاع ازمنافع ومصالح جامعه و اتخاذ تدابیر سیاسی کلانمخصوصا در عرصه سیاست خارجی.

و-منفی نگری مانع از فراگیری و افزایش گستره دانش و خرد ورزی می گردد.

سختیدرارتباط و خشونت در نزدیک شدن به کسانی که می توانند ویا می باید به منفی نگر درگذر از شرایط سخت کمک نمایند مانع از آن می شود که منفی نگر بتواند به اطلاعاتعمومی موجود در جامعه و یا علم طبقه بندی شده در مراکز علمی دست بیابد و یا حتی بادر کنارهم قرار دادن آیتم های موثر درانتخاب و داوری خرد ورزی را پیشه خود سازداین چنین است که منفی نگر (فرد ویا جامعه)در داشته های خود غرق می گردد و به غیراز قرائتی که مال خود است به چیز و یا فکر دیگری نمی اندیشد ودر نهایت اینکه بابسته شدن راه یادگیری او به گذشته باز می گردد و با غوطه ور شدن در آنها هزینه هایمربوط به دست یابی به ره حل های مختلف را که با کمک مجامع علمی کاهش یافته اندبالا نگه می دارد و ازبرای همین است که اگر مثبت اندیش کاری را با مبلغ بسیاراندکیبه انجام برساند منفی نگر همان کار را با مبالغ سرسام آوری به انجام می رساند و درتوجیه کار خود عنوان می دارد که دیگران توطئه نموده اند و نمی گذارند و برای همیناست که هزینه ها بالا رفته است.

ز-منفی نگری تقویت ارزش های اخلاقی را مغفول می گذارد و یا به تاخیر می اندازد.

ارزشهای اخلاقی که مدیون کاروتلاش،صداقت،تعاون،همکاری توام با احترام متقابل،عزتنفس،تعهد به یاد گیری،تعهد به رفع اشکال و اشتباه،تعهدبه بهره گیری از تجربهدیگران،رعایت کسوت و مهارت و...است وبه افراد جامعه اعلان می دارد که برای استمرارموفقیت ها و کیان عمومی جامعه باید به تقویت آنها همت شود در نزد افراد وجریاناتمنفی نگر عواملی می باشند که بکار گرفته می شوند تا از طریق آنها ضرباتی به کلیتساختار متعلق به جریان منفی نگر وارد نمایند از این روست که منفی نگر به کسانی کهبا جدیت تمام در تلاش برای کسب پیشرفت و نیل به موفقیت هستند و یا برای بدست آوردندانش و تجربه لازم با ادب و احترام به همکاری با دیگران اقدام می کنند با دید منفینگاه می کنند وتا می توانندتلاش می کنندکه مانع از بوجود آمدن همگرایی توام با هم فهمیو هم افزایی در جمع مردم گردند مخصوصا آنجایی که برای منفی نگر جایی برای عرضاندام ومحوریت وجود ندارد.

بهاجمال آنکه منفی نگر از خود نمایه های از رفتاررا به نمایش می گذارد که میتواندمیان او و افرادی که می توانند با او در ارتباط باشند و یا اجتماعی که میتواند به کمک او بشتابد تا موانع از پیش پایش را برطرف کندموانعی را ایجاد کند کهمحصول آن عدم توفیق،وارد آمدن خسارت به فرد و جامعه و در نهایت غفلت از رشد وتوسعه باشد براین اساس همه ما موظفیم که با کنکاش در اوصافی که در منفی نگری وجوددارد مانع از نفوذ آنها در حوزه های تعلیمی و تربیتی بشویم تا بلکه ازاین طریقبشود نسلی مثبت اندیش و خواهان توسعه تربیت گردند که تنها برای پیشرفت همه جانبه وپایدار جامعه دغدغه داشته باشد.

ادامهدارد

برچسب: نویسنده: حسن اسدی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 19:27

صفحه بندی