نمیدانم که چرا برخی از مسئولان وقتی در جایگاه مدیریت و تصمیم گیری قرار می گیرندیادشان می رود که خودشان هم شهروند بوده و باید در زمان اعمال قانون در کنار نگاهماموریت نگاه شهروندی هم به موضوع داشته باشند.مثلا امروز که در محل کارم حضورداشتم به یک باره جنب وجوش عجیبی را در بین مردم احساس نمودم که به سرعت خود را بهاتومبیل های خود می رسانندو چون اتومبیل من هم بیرون بود با کمی عجله خودم را بیبیرون از مغازه رساندم تا بدانم موضوع از چه قراراست که در میان تعجب و سئوال چرامردم اینگونه عمل می کنندمتوجه شدم که دو یا سه نفر از ماموران راهنمایی ورانندگیقبض جریمه بدست هر ماشینی را که پارک شده جریمه می نمایند که با دقت به ماشین خودمملاحظه کردم که روی ماشین من هم یکی از برگه های جریمه را الصاق نموده اند چوننزدیک ماشین شدم وبرگ جریمه را برداشتم کله ام سوت کشید چون دیدم که برگ جریمه چهلهزارتومانی را روی ماشین گذارده اند که این رقم می تواند معادل درآمد سه روز منباشد وبا عنایت به اینکه تا به امرو چنین شرایطی را تجربه ننموده بودم هرچقدرفکرکردم که چرا امروز مرا و دیگران را جریمه نموده اند متوجه تغییری در محیطپیرامون نشدم و از این روی خودم را به خودرویی که در آن دو مامور نشسته بودندرساندم و پس از سلام و علیک ازایشان پرسیدم که دوستان میشه که از شما بپرسم کهدلیل این جریمه چه می باشد که ماموری که در جه سرگردی داشت گفت دلیل نمی خواد شماخلاف کردید و ما هم اعمال قانون نموده ایم با شنیدن کلمه اعمال قانون که به شکلبسیار نابهنجاری از سوی مامور کنترل نا محسوس ترافیک در تلویزیون می شنویم و حکایتازاین می کندکه اینجا قلمرو من است و من می توانم بدون کمترین توجه به عجز و لابهمردم هرطوری که دلم خواست عمل نمایم بشدت احساساتی و هیجانی شدم اما به هر زحمتیبودبر عصبانیتم غالب شدم و گفتم جناب سر گرد کاری که شما انجام می دهیداعمال قانوننیست بلکه تنبیه مردم و یا ایجاد مزاحمت برای مردم است ایشان بدون اینکه دلیلیبرای بیان خودداشته باشندقاطع و بلادرنگ گفتندکه این برداشت شماست خلاف کردید ومجازات شدیدو حرکت نمودند و رفتند ومن کهنتوانسته بودم عصبانیتم را فرو بخوابانم ومثل دیگرانی که برگ جریمه را در دستی میگیرندو برزمین وزمان و براین و آن فحش و لعن ونفرین نثار می کنند راه خود را پیشمی گیرندومی روندتا شاید خلاء ایجادشده در امرار معاش را به نحوی پر نمایندکه عمدهآن هم از طریق راه های نا صواب می باشد قفل مغازه را انداختم و با سوار شدن بهاتومبیلم راه مقرفرماندهی راهنمایی و رانندگی را در پیش گرفتم تا بلکه بدانم کهاولا علت این تغییر چه بوده و ثانیا بلکه سردربیاورم که منطق این نوع از اعمالفشار چه می باشد که چشمتان روز بد نبیندکه پس از ورود به جلو در ریاست راهنمایی ورانندگی متوجه شدم که ای بابا همان افسر داخل اتومبیل پلیس همان فرماندهراهنمایی رانندگی است ایشان با دیدن منگفتند آقا برگ جریمه تغییر داده نمی شود به خودتان زحمت ندهید ومن هم با کمی تاملو قورت دادن آب دهان گفتم جناب سرگرد ظالم ها همیشه این گونه مستبدانه عمل می کنندواین گونه مطلق حرف می زننداما صبر کنید بلکه من برای کار دیگری آمده ام وپسازآنکه خودم را معرفی کردم وعنوان داشتم که خبرنگارم وفعالیت مطبوعاتی دارم و آمدهام که ازشما درخصوص فلسفه به اصطلاح اعمال قانون توضیحاتی بخواهم در را بازنمودندومن هم وارد شدم وایشان گفتندکه برادرعزیز قانون را قانون گذار می نویسدو اجرا واعمال آن را به دوایر خاصی ابلاغ می کند و من مامورم که قانون را به اجرا دربیاورمو ازاین بیشتر توضیحی ندارم شما اگر شکایتی دارید پیش قانون گذاربروید تا بلکهبرای عموم مردم هم بشود کاری صورت گیرد.من با شنیدن این کلام که بیشتربه از سر واکردن شبیه بود تکانی به خودم دادم تا راه را کج کنم و به پیش فرمانده نیرویانتظامی بروم و از برخورد بد نیروی زیر دستشان شکایت بنمایم ولی کمی تامل نمودم وگفتم دوست گرامیم (به ایشان گفتم شما را برادرصدا نمی کنم چون شما را با حرف هاییکه زدید همفکرو هم عقیده نمی یابم )دراسلام زمانی که اجرای یک اصل دینی مطرح میشود ابتدا الزاماتی درفرد باید فراهم گردد وسپس مکان و محلی برای آن موضوع آمادهشود مثلا شما برای خواندن نماز جماعت و یا جمعه بایدبه مسجدو یا مصلی بروید آریاگرچنین مکان هایی آماده نباشدمی توان در خیابان هم خواند یعنی اگر مسجد نباشد وشما درخیابان بخواهیدنماز بگذارید مردم باید این کار شما را تحمل بکنند در موضوعپارک اتومبیل هم موضوع شباهت به این موضوع دارد یعنی زمانی که قانونی برای شهر وتسهیل ترافیک در آن نوشته می شود ابتدا بایددر آن شهر امکانات شهری تامین وتعبیهشده باشد تا مردم برای رفع نیاز مندی های آن بدانجا هدایت شوندو آنگاه که کسینخواست و یا تمرد نمود با اعمال قانون اورا به رعایت وا دار نمایند نه اینکه اسمیک جا را شهر بگذارند و عده زیادی مردم را به نام شهروند درآن واردکنند و به هریکاز آنها هم اتومبیل به قیمت های سنگین بفروشندو از سوی دیگر تعدادی هم نام دزد وسارق بیابند و بتوانندبا استفاده ازامکانات مختلف اتومبیل مردم را بدزدند وبا اینحال اگرفردی خواست اتومبیل خود را نزدیک محل فعالیت خود پارک کند به سرعت بافرستادن ماموراو را تنبیه نمایندکه چرا قانون را رعایت ننموده ای مسلم است که چنینعملی نام اعمال قانون نمی یابد بلکه بایدبه آن تنبیه کسانی نام نهادکه نام شهروندبه خود گذارده اند ومطمئنا کسی که عامل چنین اقدام وتنبیهی می شود از نظر شرعی واخلاقی ضامن است و در دادگاه الهی موردمواخذه واقع خواهد شد.ایشان با شنیدن حرفهای من کمی در خود فرو رفتند وگفتند تو فکر می کنی که من به عنوان مسئول ترافیک درخصوص ایجادپارکینک و یا اصلاح مهندسی معابر با مسئولان شهر ازجمله شهردار صحبتنکرده ام ویا نامه هایی برای این منظور نفرستاده ام زمانی که نمی کنند ویا نمی سازندمنچکار می توانم بکنم من گفتم پس شما قبول دارید که در موضوع ترافیک شهری با مشکلاتفراوانی روبرو هستیم اگراین را قبول داشته باشیدکار شما سختتر می شود شما که میدانید مردم گناهی ندارند و این مسئولانندکه مقصرند باید کاررا جدیتردر خصوصمسئولان پیگیری نمایید مثلا از دست شهرداری که پارکینگ نمی سازد و در عوض از محلکسر پارکینگ میلیاردها تومان پول به جیب می زند وبایدازآن محل پارکینگ عمومی بسازدونمی سازد شکایت بنمایید ودربرابرآنانی که می خواهندمردم را زیرفشارقراردهندمقاومتبکنید من اگر جای شما بودم به ماموران زیر فرمانم دستورمی دادم تا اتومبیل ها را بهخاطر پارک جریمه ننمایندتا با ایجاداخلال در امور شهر مسئولان شهر و استانبدانندکه اشکال کاردرنزد شهرداری می باشد که برای مردم پارکینگ نمی سازد در صورتیکه شما با اعمال فشاربه جای اعمال قانون به مردم آنها را واداربه رعایت اصولی مینمایید که وظیفه ای دراین خصوص ندارنددر چنین حالتی مطمئن باشید که شما ازمحلایجادمزاحمت ومحرومیت و یا اعمال فشار به مردم مقصر می باشد وازسوی دیگر نقص وکمبودشهررا پوشش می دهید و به خاطر چنین کاری اگر در این دنیا کسی نباشد که شما راتنبیه نماید مطمئن باشید که خداونددر آن دنیا از گناه شما نخواهد گذشت وپس از گفتناین جملات راهم را به سوی فرمانداری کج نمودم تا ازایشان دراین خصوص توضیحاتیبخواهم که متاسفانه به خاطر اینکه در ماموریت بودند نتوانستم به ملاقتشان نایل شومو امید وارم که فردا بتوانم در موقعیتی ایشان را ملاقات کنم و به عنوان مدیر عالیدولت توضیحات ایشان را دراین خصوص بشنوم
برچسب:
نویسنده: حسن اسدی