ادامه بحث اقتصاد مقاومتی
بی گمان خلقتانسان عبث و بیهوده نبوده و پتانسل های موجود در طبیعت ونزد انسان موید آن است کهباید دنبال هدفی ارزشمند بود ویاامور خود را به نوعی سامان دهی کرد که تمام منابعدر جهت ا هداف خلقت به مصرف برسد برای این منظور انسان طبق تعالیم الهی و تجربیاتخود بدین باور رسیده که به تنهایی نمی تواند فلسفه خلقت را تحقق بخشد و بایدمجموعه ای را با نام جامعه بسازد که در آن همه افراد با آگاهی از هدف غایی خلقت واهداف مرحله ای که حیات را ممکن می سازد وظایف مقرر وتعین شده ای را برای بجاگذاردن آثاری تاریخی از خود برعهده بگیرندوزیر نظر وتحت بازرسی آنانی که ظرفیتمدیریت و هدایت دیگران را از خود نشان داده اند برای تحقق اهداف فعالیت نمایند وکمکم این مجموعه توانمند در اداره وهدایت جامعه تحت نام حاکمیت برای خود جایگاه ویژهبا مسئولیت های کاملا روشنی را ایجادنمودکه اگر بر مبانی حکمرانی خوب استوار شدهباشد می تواندبا تاسی به فرامین و اصول دینی و اعتقادی انسان های تحت فرمان خود رابرای بهره گرفتن از امکانات حداقلی برای بجا گذاردن ره آورد های حداکثری تحتمدیریت بگیرد مثلا آنجا که خداوند در قرآن کریم وعده تحقق حکومت مستضعفان را بااین آیه شریف ونرید انمن الذیناستضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجلعهم الوارثین ابلاغ فرموده اند وبرایمستضعفین که باید حاکمیت را در اختیاربگیرند و یا زمین با تمام امکانات آن رابوارثت بگیرند طبق این آیه شریفه ان الارض یرثها عبادی الصالحین حاکمیتبرآمده از میان مردم را موظف به این نموده که برای تحقق این دو فضیلت تلاش کندزیرازمانی که مقرر می گردد که ازحکمرانی خوب ومبانی دینی آن صحبت به میان آید بهخودی خود این سئوال پیش می آید که اساسا حاکمیت که در تحت لوای آن دولت وحکمرانیخوب شکل می گیرد برای به جا آوردن چه وظیفه ای و یا انجام دادن چه کاری شکل میگیرد و یا می باید چه اقداماتی را به انجام رساند تا بتواندبا به جا آوردن درست آنخود را خوب معرفی نماید؟
درپاسخ به اینسوال بسیار مهم نگارنده برخلاف نظر آنان که فکر می کنندحاکمیت با آن همه عرض وطولمی باید یک سیستم پیچیده وبا وظایف گوناگون باشدمعتقد است که حاکمیت ساده ترینسازمان اجتماعی می باشد که تنها برای به انجام رساندن یک کار بسیار ابتدایی تشکیلمی گرددواین ما هستیم که این سازمان ساده را با ایجادتونل های پیچ در پیچ وآویختنآویزه های عجیب و غریب به شکل هیولایی در می آوریم که حتی نگاه کردن به آن ما رابه وحشت می اندازد چه برسد به آنکه با نزدیک شدن به آن بخواهیم که در عرصه های کارکردی آن به سئوال ومواخذه اقدام کنیم .
گفتیم حاکمیت کهدراصل همان بخش مدیریت سیاسی، اجرایی نظام کلان اجتماعی دریک محدوده خاص جغرافیایتحت نام مملکت می باشد و برخلاف نام پر طمطراق آن که بسیار پیچیده می نماید یکسازمان بسیار ساده اجتماعی است که تنها یک کارویا وظیفه برعهده دارد که آن کاردریک تعریف ساده عبارت از این است که حاکمیت موظف است که امکان فعالیت را برایشهروندان خود فراهم آوردو یا اگر بخواهیم به صورت علمی موضوع را تعریف نماییم میتوان گفت که سیستم اجتماعی برای این شکل می گیرد که با به کار گرفتن قوانین خاص ودر محدوده هایی که مردم از طریق قرار داد های اجتماعی ویا با تاسی به اصول وقواعداخلاقی آن را انتخاب نموده اند وورود می نمایندامکان حضور و فعالیت شهروندان رافراهم نماید.
پس می بینیم کهوظیفه حاکمیت بسیار ساده است زیرا مردمی که با پذیرش عضویت در جامعه خود را باحدود مورد تایید آن همراه می سازند علاقه دارند که در زیر بلیط سیستم اجتماعی وتحت مدیریتی که از طریق حاکمیت در حوزه های مختلف اعمال می گرددبه فعالیت هایی دستبزنند که محصول نهایی این فعالیت ها هم به درد خودشان بخورد و هم بتوانند با کمکبه دیگران از محصولی که آنها بدست می آورند برای برطرف ساختن نیاز های خود بهرهبرداری نماینداما چون اموری که مردم خواهان مشارکت ویا فعالیت درآن هستند از نظرتخصص ودانشی که می باید در آن حوزه به مهارت تبدیل شود بسیار پیچیده می باشدمردمنیاز مند آن می شوند که دولت ویا حاکمیت با رفع این پیچیدگی ها و یا دخالت (ازطریق ارشاد و حمایت) در شکل گیری فعالیت ها حضور آنان را درتمام عرصه ها تسهیلنماید ویا با پشتیبانی مادی وفکری فعالیت آنان را مورد حمایت قرار دهد.
برچسب:
نویسنده: حسن اسدی