صبح امروز یکی از دوستان در ضمن تماستلفنی که با من داشت عنوان نمود که در وبلاگ خانه فرهنگ دو جوابیه در پاسخ به انتقاد صورت گرفته توسطحمید عابدینی به رشته تحریر در آمده که اگر ببینی و در آن توجهی داشته باشی مناسبخواهد بود ازاین روی سری به وبلاگ خانه فرهنگ زدم و با مطالعه مطلب حمیدعابدینی کهقبلا یک بار با دقت مطالعه اش نموده بودم و جوابیه هایی که داده شده بود خودم رابه عنوان یک فعال در حوزه نقد و یا ابهری دلسوز به مراودات فرهنگی دورن شهر ملزمیافتم که دست نوشته ای بر موضوع داشته باشم اما قبل از ورود در بحث لازم می دانمبه این موضوع اشاره داشته باشم که آنچه تقدیم می دارم محض همراهی با دوسوی قضیه میباشد که امید وارم مقبول افتد و در نظر دوستان قرارگیرد.
مطلب به نگارش در آمده توسط جنابعابدینی جز اشکلات نگارشی همراستا با نقد تنها یک اشکال فنی داشت که آن هم توسطجوابیه پوشش داده شده بود آن اشکلا مربوط می شد به این موضوع که هدف گروه از اجرایبرنامه چه بوده است تا با منطبق نمودن آنچه که صورت گرفته ویا عمل کردی که صورتگرفته با هدف احتمالی مشخص شود که منتقد چقدر حق داشته که به موضوع بپردازدباعنایت به گفته ای از گروه که عنوان شده مبلغ دریافت شده خیلی کمتراز آن بوده کهبرایش زحمت کشیده شده است ویا شما می توانید بیاییدو پولتان را بگیرید نشانگرآناست که گروه هدف کسب در آمد را مطمع نظر داشته وچون نویسنده پولی داده واز آنچهدریافت داشته ناراحت بوده پس بر مبنای یک حق بسیارابتدایی بازاری حق داشته کهخواسته خودرا بیان دارد و اعتراض خود را مکتوب نمایدحال چرا دوستان گروه ناراضی میباشند امری مکتوم است که چندان به شفاف سازی آن نیازی نیست.
اما اگراحتمال فوق را ضعیف بدانیموبگوییم که گروه قصد ارائه کار هنری داشته و نویسنده بهره مند ازآن ظرفیت وتوانورود منتقدانه(بدلیل اینکه چند ترم در نزد فلان سه تار نوازی،نه آموزش، داشته)ودرح نقد را نداشته جوابیه با تایید این واقعیت که مشکلی بوده وکارایده آل گروهنبوده خود به منقداین اجازه را داده که ورود نماید و به ابراز نظر بپردازد
پس درهر دو صورت منتقد کار درستی انجامداده وبا ورود واکاوی مناسبات موجود در عرصه هنر شرایطی را فراهم نموده که میتواندنعمتی برای حوزه نقد محسوب گردد و آن هم از این جهت که کار نقد حوز هنر بتوسطیک هنرمند به انجام رسیده واین بیانگر وجود تعهددر نزد هنرمندان شهراست که باانتقاد از خود کار نقد را جدی می گیرند و همینکه هنرمندان دیگر با دادن جوابیهمنادی این واقعیت می شوند که در شهرابهر اگر ما بخواهیم و احساس مسئولیت کنیم میتوانیم ازقلم و بلندفکرکردن برای رفع مشکلات وموانع استفاده بهینه ای بنماییم.
حال اگراجازه بدهید کمی هم به موضوعجوابیه های داده شده بپردازیم در متن اول که به قلم خانم امینی آمده در بخشی عنوانشده که
! شما یا در جریان وضعیت موسیقی ابهر هستید که اگر باشید بهزعم همه ی "در جریان ها!" معترف خواهید بود که اجرای گروه چکاوک با همهی کاستی هایی که افتد و دانیم، در اجرا و تنظیم، نسبت به گذشته موسیقی ابهر یک جهشمحسوب میشه؛ و یا کلا در جریان نیستید که اگر اینگونه باشه _که گمان نمیکنم_ اصلامحق نیستید و طبیعتا صلاحیت بحث در این مقال رو نخواهید داشت . این دقیقه ای بودکه با در نظر گرفتن همه ی مقامات رفاقت! خودمو مکلف به نوشتنش دونستم.
با رویش نحیف جوانه، زمهریر نباشید اگر نسیم نه اید ...
در پاسخ به این خواهر گرامیم عنوان می دارم که جهش می تواندآفرین ومرحبا داشته باشد اما نمی تواندمانع از انتقادگردد درست که گروه کار قویوخوبی داشته اما منتقد درتحلیل محتوایی از موضوع این حق را دارد که بگوید کار رامطابق با معیارهای به روز نمی داند و این گفتن نمی تواند او را از نسیم به زمهریرتبدیل کند
اما در جوابیه گروه چکاوک فقط دو نکته اساسی را مورد توجهقرار می دهم و آن اینکه اگر جناب عابدینی دست به نقد نمی برد و برنامه طبق عادتهای اجتماعی ما به پایان می رسید آیا کسی متوجه می شد که اشکال و نقص موجود در کارهای هنری مانع از آن می شودکه کار ایده آل وپر قدرتی ارائه شود و یا اگر جنابعابدینی نمی نوشت و انتقاد نمی کرد گروه راضی می شد که بگوید برای به نمایش گذاردنکاری که ماهها برایش زحمت کشیده چه قدر مرارت می بیند
پس دوستان خوب من از همدیگر مرنجید و بهمدیگر کمک بکنید تااولا نقایص کارمان به حداقل برسد و ثانیا کار ما به جایی برسد که باعث برطرف شدنمشکلات ومعایب گردد
در نهایت اینکه من به آقای عابدینی یک آفرین می گویم و بهگروه چکاوک که جسارت قبول ایراد و افشای مشکلات و نقص ها را داشتند و آن را باصدای بلند عنوان کردند ده آفرین و بر آنانی که نمی کوشندتا با برطرف نمودن موانع واشکلات این امکان را فراهم نمایندتا جوانان ابهر کاری کارستان به نمایش بگذارندهزاران لعن می فرستم وامید وارم که خدا وند آنها را به سزای اعمالشان برساند کهتمام آرزو های ما را نابود می سازند.
برچسب:
نویسنده: حسن اسدی