خرید بک لینک
در وبگاه فرهنگ ابهرکه از حدود یک سال پیش فعالیت خودرا آغاز نموده گفتمانی را از جوانان فکور و صاحب اندیشه ابهر دیدم که می تواندبرای من یک افتخار تلقی گردد وآن هم از این جهت که می بینم می شود در این شهر حرف زد ،انتقاد نمود و در مقابل حرف دیگران را هم شنید هرچند که تلخی هایی هم دراین تعامل وجود دارد که می شود آن را به خاطر ناآمادگی وبی تمرینی گذاشت و امید وار به این شد که با تمرین وممارست و تجربه نتایج خوب و بد از بار منفی وتلخ موضوع کاست وروندی زیبا وسالم از گفتگو را راه انداخت وبا پیشرفت و عمومی نمودن آن امید وار به کسب نتایج استاندارد وحرفه ای شد اما برای اینکه بتوانیم از کم وکیف اتفاق واقع شده مطلع گردیم و آرزوی بهبود روش ها را داشته باشیم مناسب آن است که با مراجعه به متن دو نوشتار صورت گرفته توسط جناب حمید عابدینی داستان نویس خوب شهرمان و آنچه که سر کر خانم فرزانه امینی و گروه موسیقی چکاوک به عنوان جوابیه منظور داشته اند بررسی نماییم که محاسن کار در کجا و معایب نقدو پاسخ در چه مواردی می باشد.
اگر به متن تحریر شده توسط دوست بزرگوارمان حمید خان عابدینی توجه نماییم می توان آن را نقد جامع و خوبی محسوب داشت زیرا که نویسنده نخواسته تا دنبال علت یابی و ارائه راه کار باشد و عمدتا یک نقد هنری ارائه داده که نگارنده تنها بدلیل عدم تخصص در حوزه هنر موسیقی واردمباحث کارشناسی هنری نمی گردم ولی از نظر نوشتاری ونوع نگاه اگر تنها اشکال کار که بی توجهی به موضوع ارتباط هدف و عملکرد گروه می باشد و جناب عابدینی با بی توجهی به این موضوع تا حدودی باعث شده اندتا میدان به پاسخ دهندگان داده شود کنار بگذاریم می توانم بگویم که نوشته خوبی می باشدکه می تواند به آن نمره قبولی داد اما اگر جناب عابدینی در پی این موضوع بودند و با چندتن از اعضاء گروه طی صحبتی مشخص می داشتندکه هدف گروه از برگزاری برنامه چه بوده وبا توجه به این هدف ایشان موضوع را مورد کنکاش قرار می دادند می شد گفت که کار بی نقص بوده است .
اما در خصوص پاسخ های داده شده نگارنده ضمن احترام به نظر عزیزان عنوان می دارد که لحن و آرایه های موجود در متن آنچه که جوابیه نامیده شده تا حدودی آن را آلوده به احساسات و هیجانات ناشی از عدم انتظار نموده است که اگر آن را تا حدودی طبیعی بدانیم نمی تواند فحوای موید درست بودن نقد را بکناری نهد ویا به عبارتی اگر به آنچه که عنوان جوابیه یافته توجه نماییم مشاهده خواهیم نمودکه خودجوابیه به نوعی تکمله ای بر نقد می باشد و خواننده نقد را مجاب می دارد که بر حسن توجه منتقدصحه بگذارد مثلا در جایی که اعضاء گروه عنوان می دارند که
مامنکرایراد در کارمان نبوده ونیستیم ونخواهیم بود.

اگردلیل اجرای این موسیقی را جویاهستید خواستیم بگوییم موسیقی ابهر هنوز پابرجاست ودر این رکود موسیقیایی!نفسکی میکشد!

اولا نشانگر حسن نیت اعضاء گروه می باشد که باید مهم وگرامی تلقی گردد ودر قبال آن سر تعظیم فرود آورد اما در عمل می گوید که عیبی وجود داشته ویا وجود دارد وتا همین اندازه این اجازه را به منتقدمی دهد که حرفش را بزند حال چه استاد مسلمی باشد که هزاران شاگرد در نزدش زانوی تلمذ به زمین زده باشند و یا به زعم دوستان فقط چند ترم شاگردی کرده باشد و از اعضاء گروه در زدن ساز عقب تر باشد.

ویا جایی که جوابیه عنوان می دارد که

اگرازبابت آهنگسازی ونبودآهنگسازی ازدیارخودمان اکنون مشکل شماست بدانید سالهاست مشکل ماست!
فرمودید اعضای گروه چون لشکرشکست خورده بودند شما اگرجای ما بودیدقبراق می بودید؟شما چه دانستید که ما چه کشیدیم وچه شدکه به آن روزافتادیم؟چه میدانید؟
اگرضربی نوازهای ما ازضرب افتادندوشما برنتافته اید پس وای برما!
مگرماعقلمان نمیرسداز نوازنده گان باتجربه تری استفاده کنیم؟
هدف ما از استفاده از نوازندگان جوان معرفی آنها وانگیزه دادن به ایشان بودوبس!

در عمل می خواهد به این نکته اشارت داشته باشد که با تمام تلاش صورت گرفته و صداقتی که اعضاء گروه داشته اند فقدان امکانات و یا هرآنچه که عامل محدودیت ومحرومیت بوده کار را تا این حد تنزل داده است و گرنه گروه تلاش داشته که کاری ماندگار و هموزن با انتظار خود ارائه دهد واین هم موید نظر منتقد است یعنی تا بدینجای کار من خواننده دو متن ارائه شده متوجه می گردم که نگاه فنی به عمل آمده از سوی منتقد دقیقا موید وجود نقص هایی بوده که برشمرده شده است اما چرا این نقص ها بوده و از کجا وارد کار گروه شده کار آسیب شناسانه ای را طلب می کند که می باید این موضوع را از طریق مصاحبه با اعضاء گروه وتهیه کننده و کارگردان موضوع بدست آورد .

به اجمال آنکه دوسوی قضیه در ارائه آنچه که مطمع نظرشان بوده صادقانه عمل نموده اند که می بتاید به هردوی آنها یک دست مریزاد جدی گفت و آرزو داشت که هردو سوی موضوع یعنی برادر محترم وکوشای فرهنگیمان جناب حمید عابدینی تلاش بنمایندتا راه را ادامه دهند و دوستان عزیزمان در گروه چکاوک نیز به جای آنکه به دوستی که همچون آیینه تلاش نموده تا ضعف های موجحود در کارشان را برای برطرف شدن نمایان ساخته بتوپند به آنانی بتازند و افشایشان بنمایند که کار موسیقی در ابهررا به نفسک کشیدن انداخته اند و یا از کسانی تبری بجویند که کاردر عرصه موسیقی را به جایی رساندهاند که درتفسیر آن اعضای گروه چکاوک می گویند که

شما چه دانستید که ما چه کشیدیم وچه شدکه به آن روزافتادیم؟چه میدانید؟

زیرا تا این حضرات و عوامل اخلال و بی نظمی در امور مدیریتی حوزه هنر هستند امیدی به بهبودنیست .


برچسب: نویسنده: حسن اسدی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1391 ساعت: 13:51

صفحه بندی