خرید بک لینک

بی گمان انسان بدون انتظار آنهم انتظاری که تحققش وعده داده شده است موجودیخواهد بودکه به روز مرگی تن می دهد وبه شرایط عادت می کند وچون به رخداد های گذشتهکه آیتم های کارنامه اش را مشخص می دارد نگاه می کندتکرار مکرراتی را می بیند کهاز درون آن هیچ امری که تکیه برابداع و مسئولیت داشته باشد را نمی تواند استخراجنماید یعنی چیزی شبیه زندگی من و شما که اگر بخواهیم از فردایمان تعریفی ارائهدهیم می توانیم آنچه که دیروزمان را سر وشکل می داده در کنار هم قرار دهیم و بهعنوان مولفه های ساختاری فردایمان از آن یاد کنیم.!!!

باور نمی کنید به دور وبر خودتان توجهکنید و ببینید کدام رفتارصورت گرفته و یا حادثه رخ داده براساس مدیریت تک تک ماموید منتظر بودن ماست اگر نیست که نیست باید بدانیم که انتظار، صرف نظر ازمعنای لغوی آن چشم داشتن، چشم به راه بودنو باوری است بارور به عمل که در زندگی انسان منتظر در غالب کرداری خاص تجسم مییابد. ویا انتظار، اعتقادی است در گرو عمل و به حالت کسی گفته می شود که از وضعموجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتر تلاش می کند.

براستیمن و شما کی و کجا به باوری رسیدیم که می توانست انگیزه و انرژی لازم را برایتغییر و ابداع ایجاد کند و در کدامین مقطع تاریخی اعتقادی را در خودمان پروراندیمکه چون موتور محرکه ای می توانست ما را به عملی وادار سازد که تغییر دهنده شرایط وبه احسن گرایاندن آن باشد نگویید که نگارنده قیاس به نفس می کند و چون خود اینچنین است همه را همچون خود می انگارد بلکه کمی با خودتان صادق باشید و ببینید کهدر کدام مولفه ساختاری (سیاست،فرهنگ،اقتصاد و فعالیت های اجتماعی)پوزیشن یکمنتظررابه خودمان گرفتیم تا آنانی که ما را مرید و پیرو می یابندتبعیت و پیروی ازما را به عنوان الگویی انسان ساز بر خودواجب بدانند و چون ما بودن وچون ما زیستنرا آرزو کنند.

منیکه برادر تنیم را خواب می کنم تا نان خویش به تمام خورم و یا چون دیگری را غافل ازفرصت می یابم تمام سهم او اززیستن و برخورداری را بالا می کشم وتازه مدعی هم هستمکه من برای این جامعه زحمت کشیده ام و خون دل ها خورده ام ویا چون در جایگاهمسئولیت و امانت داری مردم قرار می گیرم اذن دخولم تنها اختصاصی اعوان وانصارم میباشد و دیگران چون به ملاقات می آیند بایدپشت درتا سبز شدن علف در زیر پایشان منتظربمانندچگونه می توانم خود را منتظر کسی و یا پیشوا و رهبری معرفی کنم که دست محبتشبر سر تمام مردم خواهد بود و برای توزیع سهم واقعی هرکسی (خواب و یا بیدار) ازامکانات و فرصت ها تلاش خواهد نمودو در نهایت امامی که بارگاهش در نخواهد داشت تاتمام مشتاقانش و آنانی که به هدایت و رهبری اونیاز مندمی باشنددر نزدیکترین زمانبدو دست یابند تا مبادا به دلیل وجود خدم وحشم و دیوار های تودر تو فرصت برای بیاندرد ها و گرفتن درمان وبرطرف شدن مشکل بهدر رود.

دیدیدکه همه ما به نوعی سر وته یک کرباسیم و نمی توانیم منتظر واقعی باشیم زیرا آنکه درظاهر خودرا زاهدی می نماید ولی بین خود و مردمی که به او ومدیریتش نیازمندند دیواروحایلی می کشد تا مردم ندانند در خلوت او چه می گذرد به همان اندازه مقصر و مخالف ظهوراماماست که آن رای داده ووکیل برگزیده که چون به بارگاه وکوشک بلند امارت دار به رای خودمی رسد لرزه بر اندامش می افتد که آیا ملاقاتش مقبول خواهدافتادو یا مرهمی برایدرد هایش پیدا خواهد شدزیرا این هم به نوعی در قد برافراشتن بنیادظلم که مانعظهورامام می شود عامل و سهامدار است وگرنه اگر او در مقابل آنکه امانت قدرت مردمرا به انحصارخود در می آورد و مانع از بسط وتوسعه عدالت می شود و اجازه نمی دهد تابا توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها استعدادهای عموم مردم که هر یک راخداوندازبرای منظوری خلق نموده است شکوفا گردد وظیفه و رسالت ذاتی او محقق گرددبهفریاد برمی آمد و خواب خوش را به او واعوان وانصارش حرام می نمود و یا با غریوغفلت کش هوشیارشان می داشت که به مانعی در برابراهداف و فلسفه خلقت تبدیل شده اندمسلم بدانید که زمینه ظهور با آماده شدن نیروها و کسب مهارت همراهی توسط همه فراهممی آمد.

براستیکی و کجا به آنکه غافل از مسئولیت و رسالت خود شده است هشدار کوچ کاروان را دادیمو عنوان کردیم که فرصت ها در حال نابودی است و یا به آنکه می باید مسئولیت هدایتمردم را بدرستی به انجام رساندگفتیم که این ره که می نمایی به ترکستان است؟. اماتا دلتان بخواهدبه آنکه می دانستیم توان و ظرفیت انجام کاری را نداردبا دلا و خمشدن و دادن آگهی در هفته نامه و روزنامه و یا همراه شدن با او در سفر وحضراین امررامشتبه ساختیم که چون تو در جهان یکی و دیگرانی که مدح تو نمی گویند یا بیمارند ویا نادان وبا این کار غفلت را جریانی نمودیم و فرصت های ساختن را که در نظامآفرینش بالاترین مسئولیت و وظیفه انسان است به نابودی کشاندیم وشرایط قیام را کهمی باید با مهیا شدن زمینه و فراهم آمدن امکانات آماده گردد به تاخیر انداختیم.

هرچندکهبسیارانی نیز بودند که چون من وشما نکردند و در طول تاریخ حیات انسان خودبه صلاحگرویدند و مصلحانه جامعه را به هوشیاری فراخواندند تا با همت عمومی وحرکت همگانیدر مسیر فلاح شرایط ظهور آماده گردد و زمانه ما نیز از این دست ازافراد خالی نبودهو نخواهد بود.

کسانیکه چون وظیفه خویش را بدرستی دریافتند در سنگری که قرار داشتند حرص و طمع از دامنخویش پاک کردند و تنها منافع ومصالح امت اسلامی را مقصد ومقصود خود یافتند وباپاسخ نه به آنانی که برای ازراه بدر نمودنشان خورشید وماه را هدیه می نمودندتنهابوظیفه و رسالت خود اندیشیدندوتنها به راهی رفتند که می توانست ومی تواندراه منتهیبه راه ظهورباشد

خوشابه حالشان و بدا به حال من وما که نه تنها ازاینان نبودیم بلکه همیشه سنگ راهشانشدیم و با به تباهی کشاندن توشه راهشان تا توانستیم کندی در حرکتشان ایجادنمودیم

برچسب: نویسنده: حسن اسدی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 19:25

صفحه بندی