خرید بک لینک

ادامه مطلب کار فرهنگی و هدایت ارشادی

بی گمان در ادبیات معمول سیاسی با موضوع تحریم های هوشمندآشنایی پیدا نموده اید ومی دانید که در این نوع از تحریم ها هدف از کار انداختن یکبخش مهم اقتصادی وسیاسی جامعه می باشد تا ازطریق آن سیستم اجتماعی به زانو در آیدحال اگر قرار باشد که ما در برابر چنین تحریم هایی مقاومت کنیم و حتی اگر توانستیمکید دشمن را به سوی او برگردانیم باید بیاییم و با اعمال برنامه های هوشمند نهتنها آن بخش را از گزند دشمن و برنامه های جهت دار آن دور سازیم بلکه با کمک بهارتقاء آمادگی ها، بخش مورد نظر را برای رویارویی با تهاجم دشمن پا به یراق و قویبنماییم.

در عرصه جنگ نرم و یاحوزه فرهنگ نیز دشمنانی که خواهان زمین گیری جامعه هستندبرنامه های هوشمندی دارندکه از طریق آن تلاش می کنندتا بخش های موثر و مهم فرهنگی جامعه را تحت الشعاع هووجنجال قرار دهندتا با از بین رفتن تمرکز برای برنامه ریزی و یا رصد فعالیت هایدشمن فضاء برای تهاجم و انهدام منابع و سرمایه های فرهنگی آماده شود که برایرویارویی با این نوع از برنامه های طراحی و به اجراء در آمده از سوی دشمن ما نیزباید هوشمندی ویژه ای را دربرنامه ها و سازمان دهی نیرو ها بکار گیریم تا بامقابله به مثل به دشمن بباورانیم که مواضع مورد نظر او را شناسایی نموده ایم وبرایمقابله آمادگی های لازم را در خودمان ایجادکرده ایم بدین منظور ما باید اقداماتذیل را درفعالیت های خود بکار گیریم.

الف- طراحی مدل های مختلف برای دشمن شناسی

نمی دانم از چه زمانی در فرهنگ عمومی ما امریکا و اسراییلمصداق کامل ومحض دشمن قلمدادشدندوهر زمان کهقرار شد از دشمن یاد بکنیم ونام ببریم تمام حواس ها به سمت امریکا و اسراییل هدایتشد و بزرگترین دشمنان که همانا نفس وخواهش های تمام ناشدنی آن می باشد و جهاد اکبرتنها راه مبارزه با آن شناخته می شود در حاشیه قرار گرفت و یا هر جا که سمت و سویمطالعات و تحقیقات ما جهت مشخصی در شناسایی و بررسی راه های مبارزه با نفس امارهیافت آنانی که نان غفلت افراد مصلح و سازمان های نظارتی را می خورند با ورود درموضوع دشمنی امریکا و اسراییل و بلوا سازی دراین رابطه مانع ازپرداختن سازمانیافته به موضوع دشمنی نفس گردیدند.

مثلا زمانی که گفته می شود بسیاری از مشکلات اجتماعی ما ناشیاز غفلت است که یکی ازآنها غفلت از دشمن خارجی می باشد دیگر کسی دنبال موضوع غفلتنمی رود وبا تجمیع وتمرکز تمام حواس به سرعت موضع خویش را در مقابل امریکا واسراییل روشن می سازد و با الصاق یک عنوان صد آتشه به خود هر آنکه را که بخواهدامریکا و یا اسراییل را با منعطف نمودن نظر مردم به اصل موضوع که در خودمان وادبیات و فرهنگمان است به قولی در مرحله و جایگاه دیگری از دشمنی قرار دهد به بادفحش و ناسزا می گیرد و با استفاده از تهدیدات خاص کلام را به قولی در گلوی متکلمخفه می سازند که تو با مطرح نمودن مباحثی انحرافی چون عدم تعهد،انحصار طلبی،جهل،خرافه پرستی،غرور،سهل انگاری،عدم تخصص، فساد اداری گسترده،خود خواهی،حزب گرایی،اعوان و انصار دوستی و... می خواهی مردم را از تمرکز در موضوع دشمن غدار خارجیمخصوصا امریکا و اسراییل غافل و دور سازی در حالی که امروز اگر تمام زوایایاجتماعی ما به حیات خلوت دشمن تبدیل می شود و او می تواند با انواع تولیدات بهاصطلاح فرهنگی اعم از فیلم وماهواره و گوشی های موبایل و کامپیوتر و ... ویااعتیاد با استفاده ازصور مختلف مواد مخدر،لاابالیگری و بی قیدی از طریق راهانداختن ادبیات غیر متعهد،مدل های مختلف لباس،موو رفتارو.... برنامه های خود را بهجامعه ما تحمیل نماید و با متلاشی ساختن ساختار خانواده که رکین ترین اساس ساختاریجامعه می باشد ما را در حوزه های مختلف هویت دچار مشکل نماید ناشی از غفلتی میباشد که ما گرفتار آن شده ایم وکسی هم نیست که ما را با هدایت به سوی دریافت درک متعالی از دشمندرونی و بیرونی در مقابل ترفند های آن به مهارت مصون سازی برساند.

مثلا آیا در طول شش سال مدیریت جناب مرادی براداره ارشاد اسلامی که در اصل میباید موضوع تهاجم فرهنگی را رصد و راه های مبارزه با آن را تهیه و تدوین نمایداقدامی در جهت برگزاری کارگاه های آموزشی و یا نشست های کار شناسی برای عملیاتینمودن برنامه ها و اهداف کلان نظام در منطقه ابهر رود به انجام رسیده است تا بروندادهای چون تربیت مربیان و متخصصان کار مبارزه با تهاجم فرهنگی بتواند ما را بهآینده ومصونیت از کید دشمن امید وار سازد و مردم بدانندکه مسئول اداره ای چونفرهنگ و ارشاد در اساس دغدغه ای چون تهاجم فرهنگی و یا مبارزه با مظاهر تمدن غربرا با خود دارد و برای آرام نمودن این دغدغه دست بدامن صاحبان فکر در منطقه می بردوبا برگزاری کلاس ها و یا نشست های مختلف کار ارزیابی و مقایسه وضعیت کلی جامعه بااهدف متعالی اسلام را به انجام می رساند براستی اگرایشان چنین دغدغه ای داشتندوخواب و آرامش خود را در این راه از دست می دادند آیا فکرمی کنید که راضی می شدندکهبا تاراندن مربیان کارآزموده انجمن هایی چون هنر های تجسمی،داستان نویسی و حتیموسیقی را به حالت نیمه تعطیل و یا مجموعه ای محفلی تبدیل کنند ویا با پرانگیزهنمودن آنانی که فعالیت دارند دست به کار های تبلیغاتی می بردند تا آنان که بنابدلایلی از گردونه فعالیت در فرهنگسرا و در مجموعه انجمن های موجود در ارشادبیرونمانده اند با جذب در این انجمن ها به پر رونق شدن این مراکز کمک نمایند و مانع ازتوسعه هزینه هایی بشوند که بر دوایری چون دادگستری،نیروی انتظامی،سپاه و یا مجموعههای اطلاعاتی و امنیتی وارد می گردد. مسلم است که پاسخ این سئوال اگربا دقت موردکند و کاو واقع شود این خواهد بود که کل هزینه های وارده به مجموعه های باز دارندهناشی ازبی توجهی و یا اهمال مدیران دوایر بازدارنده می باشد مثلا جوانی که راهی بهفرهنگسرا پیدا نکند و یا جذابیتی در فعالیت های فرهنگی شهر دیده نشود تا جوان راراغب به ورود در فرهنگسرا بنماید عملا به هدف متحرکی برای دشمن تبدیل می شود که درتور آن می افتد و با رفتارهای قانون گریزانه وجامعه ستیزانه همه مردم اعم ازوالدین و شهروندان و مسئولان را اسیر خود می سازد و مانع از آن می شودکه اعتباراتو بودجه های پیش بینی شده برای تعلیم و تربیت و یا حتی ایجاداشتغال به مصرف اموریبرسد که باز خور آنها خودمشکلات جدیدتری را برای جامعه وهزینه های بزرگتری را برایدوایر بازدارنده بوجود آورد پس اگر ما امروز به نوعی گرفتار بلا ومصیبت تهاجمگسترده فرهنگی شده ایم و دشمن تا حدودی توانسته به اهداف خودنایل آید به خاطر آناست که برخی از مسئولان در رویارویی با نفس خودشکست خورده اند و برای حفظ قدرت ومقامی که دارندومی دانند که مهارت و قابلیت انجام آن را ندارندحاضرندهر کاری بکنندوتاسف بار آنکه برخی ازباصطلاح روشنفکران و منادیان کار و فعالیت فرهنگی هم در اینشکست موثر و شریک بوده اند زیرا آنها با تملق و تزریق فرهنگ رضایتمندی مانع از آنشده اند که واقعیت ها آنگونه که باید در منظر دید واقع شوند و برایشان کاری و فکریارائه شود .
ادامه دارد

برچسب: نویسنده: حسن اسدی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 19:25

صفحه بندی